مراد على شمس
752
با علامه در الميزان ( فارسى )
شده ، و اينكه قرآن معجزه و آيت رسالت است ، و امّا اينكه كفّار آن را آيت و معجزه نشمرده و بهعنوان تعريض بر آن گفتند : « چرا آيتى از ناحيهء پروردگارش نازل نشد » ؟ گفتارشان مردود است ، و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نبايد به آن اعتنا كند ، و ايشان هم سزاوار نيست كه چنين سخنى بگويند . و خلاصهء بيان اين است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را مخاطب قرار مىدهد به اينكه اين قرآنكه بر تو نازل شده حقّ است ، حقّى كه مخلوط به باطل نيست ، زيرا آنچه كه اين قرآن بدان دعوت مىكند توحيدى است كه آيات تكوينى از قبيل بپاداشتن آسمانها ، گستردن زمين ، تسخير آفتاب و ماه ، و ساير عجايبى كه خدا در تدبير آسمانها و زمين و غرايبى كه در تقدير آنها به كار برده ، همه بر آن دلالت دارند . و نيز دليل ديگر بر حقّانيّت آن ، اخبار و آثار گذشتگان است كه رسولان با بيّناتى به سويشان آمدند ، و ايشان كفر ورزيده و تكذيبشان كردند ، و خدا هم ايشان را به گناهشان بگرفت ، اين است آنچه كه اين كتاب مشتمل بر آن است ، و همين خود آيتى است كه بر رسالت تو دلالت مىكند . و اينكه گفتيم تعريضشان به قرآن مردود است ، دليلش اين است كه اوّلا تو شأنى بجز انذار مردم ندارى ، و اينطور نيست كه هروقت كارى بخواهى بكنى بتوانى ، تا آنكه از تو معجزاتى دلبخواه خود تراشيده به مثل اين كلمات بر تو تعريض كنند . و ثانيا هدايت و اضلال هم آنطور كه ايشان پنداشتهاند در وسع آيات و